تبليغاتX
نسیم بهشت
نسیم بهشت
در خانه ی تو آیم به بهانه گدائی که بدین بهانه بر من در مرحمت گشائی
ولادت حضرت زهرا(س) مبارک

 

 

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 12:37 |

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 22:21 |

یا امام حسین

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 15:3 |

توسّل
 
آيا توسّل به پيامبر و اهل بيت او: شرك است ؟ با اندكي دقّت در اطراف خود، متوجّه مي شويم كه گردش امور هستي ، بر اساس اسباب و وسايل و به تعبيري ديگر توسّل است . آب و مواد غذايي از طريق ريشه ، تنه و شاخه درخت ، به برگ آن مي رسد و ريشه درخت از طريق برگ ، نور و هوا را دريافت مي كند.
باران كه مي بارد، به واسطه ابر است وابر به وسيله گرم شدن آب دريا در اثر نور خورشيد ايجاد مي شود.
در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم : ((ابي اللّه ان يجري الاشيأ الاّ بالاسباب ))  خداوند از اين كه كارها بدون سبب و علّت جريان پيدا كند، ابا دارد. خداوند براي هر كاري واسطه و علّتي قرار داده است.
هر چند شفا و درمان از خداست ، (و اذا مرضت فهو يشفين )  امّا همين شفا را خداوند در عسل قرار داده است ; (فيه شفأ للنّاس )  هر چند خداوند كارها را تدبير مي كند، (يدبّر الامر)  امّا فرشتگان واسطه تدبير او هستند. (فالمدبّرات امرا) در مورد توسّل قرآن مي فرمايد: (و ابتغوا اليه الوسيلة)  وسيله اي براي نزديكي به خدا جستجو نماييد. حال ، آن وسيله كدام است ؟ خداوند در اين آيه ، نوع وسيله را براي ما مشخّص نكرده و به صورت مطلق فرموده است . لذا وسيله ، شامل هر چيزي كه ما را به خدا نزديك كند، مي شود.
توسّل حضرت آدم حضرت آدم پس از آنكه از بهشت اخراج گرديد، سالياني را به گريه ، زاري ، توبه و انابه گذراند، سپس كلماتي را از طرف پروردگارش دريافت كرد و به آن كلمات متوسّل شد. قرآن مي فرمايد: (فتلقّي آدم من ربّه كلمات فتاب عليه )  فخر رازي و بسياري از مفسران اهل سنت گفته اند كه مراد از ((كلمات )) كه حضرت آدم به آنها متوسّل گرديد، نام پيامبر و اهل بيتش بوده است . و آن كلمات اين چنين بود:
((الهي يا حميد بحقّ محمّد، يا عالي بحقّ عليّ، يا فاطر بحقّ فاطمة، يا محسن بحقّ الحسن ، يا قديم الاحسان بحقّ الحسين و منك الاحسان ))
|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 20:29 |

دين فطري يعني چه ؟
 
هنگامي كه مي گوييم دين فطري است ، يعني مايه ها و ريشه هاي دين در نهاد هر بشري نهفته است . اصول و فروع دين ، اخلاق و معارف و مباني دين با خلقت و فطرت انسان هماهنگ است . انسان ها در هر سن و سالي كه باشند و در هر زمان و مكاني كه زندگي كنند، مي خواهند بدانند سرچشمه هستي كجاست ؟ اين ، همان ريشه توحيد است .
انسان مي خواهد كسي او را راهنمايي كند، حقّ و باطل را براي او بگويد، او در درون احساس مي كند به راهنما نياز دارد، و اين ريشه نبوّت و امامت است.
پاداش دادن و كيفر كردن ، همچنين انتظار پاداش و كيفر در برابر خوبي ها و بدي ها در درون هر انساني وجود دارد. اگر شما گلي به كودكي داديد، لبخند مي زند و اگر او را اذيّت كرديد، اخم مي كند و مي گريد. آن لبخند و اين اخم ، پاداش وكيفر عمل شماست واين عكس العمل فطري ، ريشه اعتقاد به معاد است.
تشكّر از وليّ نعمت و اظهار خضوع در مقابل كسي كه به انسان خدمتي كرده ، ريشه عبادات و نماز است .
توجّه به محرومان و مستمندان و علاقه به رفع مشكلات همنوعان ، ريشه خمس و زكات و انفاق است .
توجّه به نجات يك انسان گرفتار و كسي كه در خطر است و علاقه به سعادت ديگران ريشه امر به معروف و نهي از منكر است .
البتّه نحوه انجام عبادات و اينكه مثلا نماز را چگونه و چند ركعت بخوانيم و با چه زبان و شيوه اي انجام دهيم ، تعبّدي است و بايد ببينيم راهنمايان و رهبران ديني چه شيوه اي را براي ما بيان كرده اند.
|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 20:25 |

يا مهدي (عج)

بيا جانا كه جانان خواهد آمد         امير شاه خوبان خاهد آمد

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 14:52 |

کمال انسانیت
¤ خدا نكند دنيا و رياست دنيوي در سر كسي بيفتد، رياست و سلطنت چند روزه انسان را كر و كور مي كند.
¤ معصيت از مباح شروع مي شود؛ مثلا اول مي گويي فلاني را در بين راه ديدم، اين حرف مباح است، ولي به تدريج سخريه، غيبت، تهمت، اهانت يا تحقير مي شود.
¤ شرافت زن به تقوي وعلم و معرفت و عفت است، نه به اين كه مهرش سنگين و گزاف باشد.
¤ برادروار با يكديگر زندگي كنيد و با هم متحد و قفل و بند باشيد.
¤ به زودي نمي توان مطلبي را اثبات يا انكار نمود، هر مطلبي مقدماتي لازم دارد.
¤ تاجران بزرگ در اين دنيا ائمه اطهار (سلام الله عليهم اجمعين) بوده اند كه شب و روز به فكر تجارت بودند، خصوص پيغمبر اكرم(ص) و علي(ع) كه فرد كامل اين سلسله اند و به تمام معني قيام به اين امر داشتند و مردم را هم ترغيب و تحريص و ارشاد به اين امر مي نمودند دنيا بازار عمل و تجارتخانه است. «اليوم عمل و لاحساب و غدا حساب ولا عمل» (1)
شاعر گويد:
و انت بهذا الدار لا شك تاجر
لدار غد فانظر غدا من تعامله(2)
¤ رسيدن به كمال انسانيت و صراط مستقيم آدميت منوط به تحصيل اخلاق حسنه و تقوي و ملكات فاضله است.
¤گناه انسان را بدبخت مي كند، معصيت باعث ذلت است، اطاعت سبب عزت است. «انا العزيز فمن اراد عزالدارين فليطع العزيز». (3)
¤ بايد انسان قدر نعمت حيات را بداند نعمت حيات نعمتي است كه مانندي ندارد به وسيله آن بنده مستعد مي گردد براي لقاء الله.
¤ انسان بايد بداند مسافر است، دنيا مقدمه آخرت است، چنان كه رحم مقدمه اين دنيا است، تكليف و وظيفه خود را در اينجا بداند.
¤ رحمت خدا بر آن كس باد كه خود را از چنگ شهوت برهاند و هواي نفس را در هم شكند، زيرا بازداشتن نفس، ا ز هر چيزي دشوارتر است، چرا كه نفس همواره هوس معصيت مي كند. دل ما نمي خواهد نماز بخوانيم، زكات بدهيم، حج برويم، خمس مال را ادا كنيم و به حرف خدا و پيغمبر و امام گوش بدهيم.
¤ انسان بايد قدري فكر كند كه كيست؟ و از كجا آمده؟ و در كجا به سر مي برد و به كجا مي رود. خوشا به سعادت كسي كه اين ها را بفهمد و با ايمان راسخ از دنيا برود.
¤ بايد انسان مقام خود را بشناسد و تشخيص دهد و خود را بالاتر از حدي كه دارد نداند، حب نفس نداشته باشد و خودخواه نباشد.
¤ اگر ما خود را بنده دانستيم، اطاعت ازخدا و پيغمبر مي كنيم و البته كار دنيا و آخرت ما درست مي شود و به خير دارين نائل مي گرديم.
¤ انسان بايد پي به نقايص و مصائب خود ببرد و درصدد اصلاح و چاره جويي برآيد و به حساب خود برسد و دوست و دشمن خود را تشخيص بدهد و بشناسد.
¤ آن دلي كه با خدا آشنايي و ارتباط ندارد، حقيقتا مرده است، آن خانواده اي كه با خدا ارتباط ندارند مرده هستند.
¤ هر كس طالب موفقيت باشد و بخواهد در امور دنيا و آخرت توفيق حاصل كند بايد سعي كند در تحصيل رضايت والدين مخصوصا مادر، پدر و مادر را از خود راضي كند تا خير ببيند. عاق والدين بوي بهشت به مشامش نمي رسد.
¤ حق تعالي پيغمبران را فرستاد تا مردم را با مبدا و معاد آشنا نمايند و راه سعادت و شقاوت انسان را بيان نموده و آنان را به درجات كمال برسانند.
¤ حق تعالي خواب را بر اصحاب كهف مسلط فرمود، بعد از سيصد سال كه بيدار شدند ديدند همه چيز تغيير كرده، از اين عجيب تر كساني كه دعوي اسلام مي كردندجمع شدند فرزند دختر پيغمبر و جوانان و ياورانش را با لب تشنه شهيد كردند. لعنهم الله اجمعين.
¤ شيطان علت تامه معصيت نيست كارش وسوسه است «يوسوس في صدور الناس»(4) انسان را مجبور نمي كند، شيطان بمانند رفيق بد و مصاحب ناجنس است. بنده نمي تواند بگويد شيطان مرا وادار كرد به ترك نماز يا روزه يا به خوردن خمر و غيره.
¤ هدف علماء اعلام و مراجع عظام اصلاح جامعه و حفظ اصول اسلامي و استقلال مملكت است تاريخ در هر عصري خدمات جامعه روحانيت را ضبط كرده است.
¤ انسان بايد اول و آخر كار خود را ملاحظه كند.
¤ در نماز، رفتن به سجده اول اشاره است به توجه به حالت اوليه كه از خاك بوده، سر برداشتن اشاره به آمدن به دنيا و زنده شدن است. سجده دوم اشاره است به اين كه ثانيا عود بخاك مي كند، سر برداشتن دوم اشاره به حالت بعث و قيامت است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امروز روز كار است و حساب در كار نيست فردا روز حساب است و عملي در كارنيست.
2- شما در دنيا تجارت مي كنيد براي فردا ببين فردا با چه كسي طرف معامله هستي و سر و كار داري.
3- من عزيزم هر كس سعادت دنيا و آخرت را مي خواهد بايد از عزيز اطاعت كند.
4- در دل مردمان وسوسه و شك مي اندازد.

بر گرفته از روزنامه کیهان
 

 

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 9:18 |

ولادت امام هادی (ع) بر تمام شیعیان مبارک

|+| نوشته شده توسط قاسم خسروی در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 ساعت 16:14 |